سوره آل عمران
سراسر آیات سوره آل عمران مدنی است، و به اتفاق آراء دارای دویست (200) آیه می باشد.
یکی از مشخصات بارز این سوره- که در قریب به پنجاه آیه( یعنی ایه 121 تا 165) جلب نظر می کند- عبارت است از:
توصیف غزوه احد، و ثبت و ضبط رویدادهای مربوط به آن، و ارائه درسها وعبرتها در لابلای آن.
به دنبال توصیف از غزوه احد، بیان و گزارشی راجع به فضیلت شهادت و منزلت شهداء در پیشگاه پروردگار- طی آیاتی – جلب نظر می کند، و قضیه و داستانی از غزوه " حمراء الاسد" و دعوت مردم به صبر و ثبات و پایداری نیز ضمن آیاتی از این سوره مطرح شده است.
در پایان سوره تصویر و تابلوی جالبی از دعاء مومنین و استجابت این دعا از سوی پروردگار جهان ترسیم گردیده است.
1- وجه تسمیه سوره های قرآن کریم
در سوره مورد بحث ، از عمران طی دو آیه- که در کنار هم قرار گرفته اند- یاد شده است بدینصورت:
" اِنَّ اللهَ اصطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِِبراهیمَ وَ آلَ عِمرانَ عَلَی العالَمینَ. ذُرِیةً بَعضُها مِن بَعضٍ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ . اِذ قالَتِ امرَأةُ عِمرانَ رَبِّ اِنّی نَذَرتُ لَکَ ما فی بَطنی مُحَرَّراً فَتَقَبَّل مِنی اِنَّکَ اَنتَ السَّمیعُ العَلیمُ( آل عمران:33، 35)
خداوند، آدم ابوالبشر و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد، خاندان و دودمانی که برخی از برخی دیگر نشأت گرفته و با هم دارای پیوند و ارتباط بودند، و خداوند، شنوای دانا است. آنگاه که همسرعمران اظهار کرد: پروردگارا آنچه در شکم و رحم دارم نذر تو کرده ام که به عنوان خدمتگزار خانه تو انجام وظیفه کند، پس این نذر را از من بپذیر که تو شنوای دانائی.
عمران کیست؟
گروهی از مفسران برآنند: آل عمران – که این سوره بدان نامبردار است- عنوان " عمران" در آن عبارت از عمران، پدر موسی می باشد؛ لکن بهتر آن است بگوئیم: وی، عمران، پدر مریم( سلام الله علیها) است؛ و طبق گفته رُوات و مورخین میان عمران، فاصله زمانی دور و درازی وجود دارد.
وقتی نامهای سوره های قرآن کریم را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم ، می بینیم این نامها به مهمترین و جالبترین موضوعی که در آن سوره ها آمده است اشاره دارد:
و بدینسان می بینیم اساس و ملاک عمده نامگذاری سوره ها عبارت از مهمترین موضوعی است که در آن سوره ها آمده، و یا عبارت از جالبترین و نمودارترین مساله ای است که در آن سوره ها مطرح می باشد.
آنگاه که به سوره سوم قرآن کریم، یعنی سوره " آل عمران" مراجعه می کنیم، و از آغار تا پایان آنرا از نظر می گذرانیم مطلب جالب و یا مهمی- که به ویژه مربوط به موسی وهارون( علیهما السلام) باشد- در آن نمی بینیم؛ لکن نمودارترین و چشمگیرترین ابعاد و جهات این سوره عبارت از یک گزارش مبسوط و گسترده ای است که به عیسی (علیه السلام) و مادر او ارتباط دارد. همین نکته است که ما را بر آن می دارد موافقت خود را با رای و نظریه پاره ای از مفسرین اعلام کنیم. مبنی بر اینکه " عمران"- که ضمن این سوره از او یاد شده است- عبارت از " عمران"، پدر مریم است، نه " عمران" پدر موسی و هارون( علیهما السلام).
پس سوره آل عمران یاد آور طبقات و رده هائی از انسانها است که خداوند متعال آنها را از میان جامعه بشری گزینش و انتخاب کرده است، و اینان عبارتند از: آدم، نوح ، آل ابراهیم و آل عمران.
هدف این است که انتخاب و اصطفاء عیسی( علیه السلام) و مادرش به سان انتخاب دیگران نیست . خداوند متعال در اینجا هشدار می دهد: خوارق عادات و حوادث شگفت آور و معجزاتی که به دست عیسی( علیه السلام) ظهور کرده، و مردم آنرا دلیل بر نبوت و یا الوهیت و یا حلول خداوند در او تصور کرده اند را نباید جز به عنوان اثری از آثار تکریم الهی به چیز دیگری تلقی کرد، یعنی سنت الهی در جهان بر این اصل قرار گرفته است که این آثار و پدیده های خارق العاده به دست انبیاء و مرسلین ظاهر گردد.
مطلبی که این حقیقت را تایید می کند این است که خداوند متعال انتخاب آل عمران را بدین صورت گزارش می فرماید:
"... وَاللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ. اِذ قالَتِ امرَأَةُ عِمرانَ اِنّی نَذَرتَ لَکَ ما فی بَطنی مُحَرَّراً..."
و درباره انتخاب و اصطفاء مریم ( سلام الله علیها) می فرماید:
" وَ اِذ قالَتِ المَلائکَةُ یا مَریمُ اِنَّ اللهَ اصطَفاکِ وَ طَهِّرکِ وَ اصطَفاکِ عَلی نِساءِ العالَمینَ."( آل عمران"42)
و آنگاه که فرشتگان گفتند : ای مریم! خداوند بدون تردید ترا برگزیده و ترا پاکیزه ساخته، و با گزینش تو از میان جامعه، ترا بر تمام زنان جهان به ویژه سرافراز ساخته است.
و بدینصورت می بینیم مساله انتخاب آل عمران به گونه ای مجمل و فشرده در آغاز این سوره- ضمن یاد کردن از کسانی که خداوند آنها را گزین کرده است- مطرح شده، و آنگاه انتخاب و گزینش مریم از میان همه عالم ، ویژگی او مورد گفتگو قرار گرفته است.
سرانجام پس از گذر بر این مطالب نتیجه می گیریم، عمران در سوره " آل عمران" عبارت از پدر مریم( سلام الله علیها) می باشد، و پدر موسی و هارون که او هم " عمران" نام داشت در این سوره مورد نظر نیست.
2- اهداف و مقاصد سوره آل عمران:
همانطور که اشاره شد، سراسر آیات سوره " آل عمران"، مدنی است، اما نباید آنرا ازسوره های نخستینی دانست که در مدینه نازل شدند، چرا که این سوره پس از گذر مدتی طولانی- که مسلمین طی این مدت در مدینه به سر بردند- نازل گردید. ضمن همین مدت طولانی بود که رویدادهای مربوط به فتح و پیروزی و یا هزیمت و شکست مسلمین، دگرگونی مطلوبی در حالاتشان به ارمغان آورده ، و اوضاع را متحول ساخت. مسلمین آشکار با اهل کتاب حشر و نشر داشتند و میان آنها در زمینه دعوت اسلامی و احکام و تعالیم اسلام منازعات و احتجاجاتی جریان یافت.
در سوره آل عمران- همانطور که در آغاز امر یادآوری شد- از غزوات " بدر" و " احد" و" حمراء الاسد" و " بدر اخیر" که در شعبان سال چهارم هجری روی داد ، سخن رفته است. سوره مزبور پس از سوره انفال نازل گردید، و در سوره انفال از " بدر" نیز گفتگو شده است. پس از آن سوره احزاب نازل شد، و می دانیم واقعه و غزوه احزاب به سال پنجم هجری می پیوندد.
وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
سوره آل عمران
شماره صفحه: 50
ترتيب نزول: 89
سال نزول: بعد از هجرت
تعداد آيات: 200
تعداد حروف: 14584
شماره سوره: 3
محل نزول: مدينه
جزء: 3
تعداد كلمات: 3588
تعداد لفظ الله: 211
معاني سوره: نام عمران در مورد دو نفر از اجداد پيامبران پيشين يكي جد حضرت عيسي (پدر حضرت مريم) و دومي پدر حضرت موسي (ع).
نام هاي ديگر سوره: طيبه
ويژگي سوره: شرح جريان سه ولادت حضرت يحيي (ع)، حضرت مريم (ع)، حضرت عيسي (ع).
موضوعات كلي سوره: مردم شناسي و جامعه شناسي.
3) فضيلت قرائت سوره آل عمران
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: هركس سوره آل عمران را روز جمعه بخواند تا خورشيد غروب كند خداوند متعال و ملائكه برايش درود مي فرستند. (مجمع البيان، ج2، ص692)
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
داستان عيسى و مادرش (ع ) در قرآن چگونه است
مادر مسيح نامش مريم دختران عمران بود، مادر مريم به وى حامله شد و نذر كرد فرزند در شكم خود را، بعد از زائيدن محرر كند يعنى خادم مسجد كند، و او در حالى اين نذر را مى كرد كه مى پنداشت فرزندش پسر خواهد بود ولى وقتى او را زائيد و فهميد كه او دختر است ، اندوهناك شد و حسرت خورد و نامش را مريم يعنى خادمه نهاد، پدر مريم قبل از ولادت او از دنيا رفته بود، بناچار خود او دخترش را در آغوش گرفته به مسجد آورد و او را به كاهنان مسجد كه يكى از آنان زكريا بود تحويل داد، كاهنان درباره كفالت مريم با هم مشاجره كردند و در آخر به اين معنا رضايت دادند كه در اين باره قرعه بيندازند و چون قرعه انداختند زكريا برنده شد و او عهده دار تكفل مريم گشت تا وقتى كه مريم به حد بلوغ رسيد، در آن اوان ، زكريا حجابى بين مريم و كاهنان برقرار نمود و مريم در داخل آن حجاب مشغول عبادت بود و احدى بجز زكريا بر او در نمى آمد و هر وقت زكريا بر او در مى آمد و داخل محراب او مى شد، رزقى نزد او مى يافت ، روزى از مريم پرسيد: اين رزق از كجا نزد تو مى آيد: گفت : از نزد خدا و خدا به هركس بخواهد بدون حساب روزى مى دهد و مريم (عليهاالسلام ) صديقه و به عصمت خدا معصوم بود، طاهره بود، اصطفاء شده بود، محدث و مرتبط با ملائكه بود. ملكى از ملائكه به او گفت كه خدا تو را اصطفاء و تطهير كرده ، مريم از قانتين بود و يكى از آيات خدا براى همه عالميان بود. اينها صفاتى است براى مريم كه آيات زير بيانگر آن است .
بعد از آنكه مريم به حد بلوغ رسيد و در حجاب (محراب ) قرار گرفت ، خداى تعالى روح را (كه يكى از فرشتگان بزرگ خدا است ) نزد او فرستاد و روح به شكل بشرى تمام عيار در برابر مريم مجسم شد و به او گفت كه فرستاده اى است از نزد معبودش ، و پروردگارش وى را فرستاده تا به اذن او پسرى به وى بدهد، پسرى بدون پدر، و او را بشارت داد به اينكه به زودى از پسرش معجزات عجيبى ظهور مى كند و نيز خبر داد كه خداى تعالى به زودى او را به روح القدس تاءييد نموده ، كتاب و حكمت و تورات و انجيلش مى آموزد و به عنوان رسولى به سوى بنى اسرائيل گسيلش مى دارد، رسولى داراى آيات بينات ، و نيز به مريم از شاءن پسرش و سرگذشت او خبر داد، آنگاه در مريم بدميد و او را حامله كرد، آنطور كه يك نفر زن به فرزند خود حامله مى شود، اين مطالب از آيات زير استفاده مى شود: ((آل عمران ، آيه 35 - 44)).
آنگاه مريم به مكانى دور منتقل شد و در آنجا درد زائيدنش گرفت و درد زائيدن او را به طرف تنه نخله اى كشانيد و با خود مى گفت : اى كاش قبل از اين مرده و از خاطره ها فراموش شده بودم ، من همه چيز را و همه چيز مرا از ياد مى برد، در اين هنگام از طرف پائين وى ندايش داد: غم مخور كه پروردگارت پائين پايت نهر آبى قرار داده ، تنه درخت را تكان بده تا پى در پى خرماى نورس از بالا بريزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندى چون من خرسند باش ، اگر از آدميان كسى را ديدى كه حتما خواهى ديد، بگو من براى رحمان روزه گرفته ام و به همين جهت امروز با هيچ انسان سخن نمى گويم .
مريم چون اين را شنيد از آنجا كه فرزند خود را زائيده بود به طرف مردم آمد در حالى كه فرزندش را در آغوش داشت و به طورى كه از آيات كريمه قرآن بر مى آيد حامله شدنش و وضع حملش و سخن گفتن او و ساير شؤ ون وجودش از سنخ همين عناوين در ساير افراد انسان ها بوده .
مردم و همشهريان مريم وقتى او را به اين حال ديدند، شروع كردند از هر سو به وى طعنه زدن و سرزنش نمودند چون ديدند دخترى شوهر نرفته بچه دار شده است ، گفتند: اى مريم چه عمل شگفت آورى كردى !، اى خواهر هارون نه پدرت بد مردى بود و نه مادرت زناكار، مريم اشاره كرد به كودكش كه با او سخن بگوئيد، مردم گفتند: ما چگونه با كسى سخن گوئيم كه كودكى در گهواره است ، در اينجا عيسى به سخن درآمد و گفت : من بنده خدا هستم ، خداى تعالى به من كتاب داد و مرا پيامبرى از پيامبران كرد و هر جا كه باشم با بركتم كرد و مرا به نماز و زكات سفارش كرد، مادام كه زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبار كرد و نه شقى ، و سلام بر من روزى كه به دنيا آمدم و روزى كه مى ميرم و روزى كه زنده بر مى خيزم .
پس اين كلام كه عيسى در كودكى اداء كرد، به اصطلاح علمى ، نسبت به برنامه كار نبوتش براعت است هلال بوده (براعت استهلال به اين معنا است كه نويسنده كتاب در حمد و ثناى اول كتابش كلماتى بگنجاند كه در عين اينكه حمد و ثناى خدا است اشاره اى هم باشد به اينكه در اين كتاب پيرامون چه مسائلى بحث مى شود)، عيسى (عليه السلام ) هم با اين كلمات خود فهماند كه به زودى عليه ظلم و طغيان ، قيام نموده و شريعت موسى (عليه السلام ) را زنده و استوار مى سازد و آنچه از معارف آن شريعت مندرس و كهنه گشته تجديد مى كند و آنچه از آياتش كه مردم درباره اش اختلاف دارند بيان و روشن مى سازد.
عيسى (عليه السلام ) نشو و نما كرد تا به سن جوانى رسيد و با مادرش مانند ساير انسان ها طبق عادت جارى در زندگى بشرى مى خوردند و مى نوشيدند و در آن دو مادام كه زندگى مى كردند تمامى عوارض وجود كه در ديگران هست وجود داشت .
عيسى (عليه السلام ) در اين اوان به رسالت به سوى بنى اسرائيل گسيل شد و ماءمور شد تا ايشان را به سوى دين توحيد بخواند، و ابلاغ كند كه من آمده ام به سوى شما و با معجره اى از ناحيه پروردگارتان آمده ام و آن اين است كه براى شما (و پيش رويتان ) از گل چيزى به شكل مرغ مى سازم و سپس در آن مى دمم ، به اذن خدا مرغ زنده اى مى شود و من كور مادرزاد و برصى غير قابل علاج را شفا مى دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى كنم و بدانچه مى خوريد و بدانچه در خانه هايتان ذخيره مى كنيد خبر مى دهم ، كه در اين براى شما آيتى است بر اينكه خدا رب من و رب شما است و بايد او را بپرستيد.
عيسى (عليه السلام ) مردم را به شريعت جديد خود كه همان تصديق شريعت موسى (عليه السلام ) است دعوت مى كرد، چيزى كه هست بعضى از احكام موسى را نسخ نمود و آن حرمت پاره اى از چيزها است كه در تورات به منظور گوشمالى و سختگيرى بر يهود حرام شده بود و بارها مى فرمود: من با حكمت به سوى شما گسيل شده ام ، تا برايتان بيان كنم آنچه را كه مورد اختلاف شما است و نيز مى فرمود: اى بنى اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شمايم ، در حالى كه تورات را كه كتاب آسمانى قبل از من بوده تصديق دارم و در حالى كه بشارت مى دهم به رسولى كه بعد از من مى آيد و نامش احمد است .
عيسى (عليه السلام ) به وعده هائى كه داده بود كه فلان و فلان معجزه را آورده ام وفا كرد، هم مرغ خلق كرد و هم مردگان را زنده كرد و هم كور مادرزاد و برصى را شفا داد و هم به اذن خدا از غيب خبر داد.
عيسى (عليه السلام ) همچنان بنى اسرائيل رابه توحيد خدا و شريعت جديد دعوت كرد تا وقتى كه از ايمان آوردنشان مايوس شد، و وقتى طغيان و عناد مردم را ديد و استكبار كاهنان و احبار يهود از پذيرفتن دعوتش را مشاهده كرد، از ميان عده كمى كه به وى ايمان آورده بودند چند نفر حوارى انتخاب كرد تا او را در راه خدا يارى كنند.
از سوى ديگر يهود بر آن جناب شوريد و تصميم گرفت او را به قتل برساند، ولى خداى تعالى او را از دست يهود نجات داد و به سوى خود بالا برد و مساءله عيسى (عليه السلام ) براى يهود مشتبه شد، بعضى خيال كردند كه او را كشتند، بعضى ديگر پنداشتند كه به دارش آويختند، خداى تعالى فرمود: نه آن بود و نه اين ، بلكه امر بر آنان مشتبه شد.
اين بود تمامى آنچه قرآن كريم در داستان عيسى و مادرش فرموده است .
لطفا داستان حضرت عیسی و مادرش حضرت مریم را برای مسیحیان از منابع اسلامی بازگو کنید تا ببینند که چه کسی برای ایشان بیشتر احترام قایل است.
بسم الله الرحمن الرحیم
داستان حضرت مریم بنا به رد عقیده مسیحیت و نصارا در قرآن مفصل آمده
حضرت مریم در سرپرستی حضرت ذکریا بود
بعد از اون قضیه ای که فرشته ای در محل غسل حضرت مریم حاضر شد حضرت مریم دید که یک جوان زیبا و خوش اندام در محل غسل او آمده.
قرآن میگه:
قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیًّا (مریم آیه۱۸)
من پناه میبرم از شر تو به خداوند تبارک و تعالی و اینجا جای تو نیست و اینجا را باید تخلیه کنی تا از شما در پناه باشم.
وقتی مریم عذرا صداقت و حقیقت خودش را نشان داد و برای آن فرشته اثبات شد که از پاکان و معصومین است خودش را معرفی کرد.:
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَامًا زَکِیًّا (مریم آیه ۱۸)
من از طرف خدا رسالت دارم برای آنکه به تو فرزندی بدهم
حضرت مریم فرمود:
قَالَتْ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلَامٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَلَمْ أَکُ بَغِیًّا(مریم آیه۲۰)
چه طور من آبستن بشم و اولاد بیاورم درصورتی که کسی به من دست نزده و زن بد , اهل گناه تجاوز و فحشا هم نیستم
فرشته گفت این کار الهی است و باید بشود.
بعد از آنکه مریم بار حمل را از فرشته برداشت و بعد از اینکه آبستن شد خطاب آمد شاخه درخت را تکان بده تا رطب برایت فرو ریزد در ماخذ آمد خیلی حضرت مریم زجر کشید تا اینکه گفت:
قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنتُ نَسْیًا مَّنسِیًّا
گفت اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموششده بودم
بعد از ایام حمل که بچه به دنیا آمد قومش سر برداشتند دسته دسته می آمدند پیش حضرت مریم و می گفتند : یا اخت هارون (حالا دختر عمران بوده شاید خواهر هارون بوده یا …)
یَا أُخْتَ هَارُونَ مَا کَانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا کَانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا(مریم آیه ۲۸)
نه پدرت آدم بدی بود و نه مادرت این بچه را کی به دل تو گذاشته؟
حضرت مریم فرمود: من با کسی حق صحبت ندارم . اونها اعتراض کردن که تو کار بد کردی باز اینهم یک کلکی است که صحبت نکنی .
حضرت مریم اشاره کرد به بچه توی گهواره . دوباره اعتراض کردن که هیچ کار تو قابل تصدیق نیست مگر طفل داخل گهواره صحبت میکند
حضرت مسیح به سخن آمد و گفت :
قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا.(مریم آیه ۳۰)
گفت منم بنده خدا به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.
آنها آمدند و قانع شدند و البته حضرت مریم هم که نذر کرده بود روزه بگیره از پس کار بر نمی آمد اگر خدا ازش دفاع نمی کرد چون این یک مطلبی بود خلاف جامعه اون روز الان هم اگر یک زنی ادعا کنه من بی شوهر آبستن شدم جامعه تکذیب و محکومش میکنند.
علاوه بر قرآن در احوالات انبیا کتابهایی مثل ناسخ التواریخ و منتهی الآمال و… همه از حضرت مسیح و مریم و ذکریا نیز نقل شده.
حضرت مسیح معجزات زیادی داشت یکی این است که در حالت طفولیت در گهواره سخن گفت . کور مادر زاد ر ا شفا میداد جزامی پیس لال و گنگ را به گوش و زبان میآورده و کارهای دیگری که در آن زمان که پزشکی پیشرفت زیادی نداشت بسیار عجیب بود و اینکه میگن او شراب ساخت دروغ است او لب هم نزده شراب در همه ادیان حرامه مست کننده است و عقل را ضایع می کند.