حضرت فاطمه (س)
میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) را خدمت تمام شیعیان جهان و امام زمان (عج) تبریک و تهنیت عرض می نمایم. روز مادر را خدمت تمام مادران جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
حضرت فاطمه (س)
سخن از فاطمه زهرا (س) یادگار بی بدیل رسول خدا (ص) است، کسی که خداوند با غضب او غضبناک و با خشنودی او خشنود می گردد، سرور تمام بانوان اهل بهشت که پس از پیامبر و امیرالمؤمنین از تمام آفریدگان خدا بالاتر است.
ولادت آن حضرت
هنگام ولادتش زنان مکه مادر بزرگوارش خدیجه کبری (ع) را تنها گذاشتند. در اوج غربت و تنهایی خدیجه (ع)، چهار بانوی بهشتی به یاریش آمده، به او گفتند: غمگین مباش، ما از جانب پروردگارت نزد تو آمده ایم. آنان ساره همسر حضرت ابراهیم (ع)، آسیه همسر فرعون، مریم مادر حضرت عیسی (ع) و کلثوم خواهر حضرت موسی (ع) بودند.
حضرت زهرا (س) در دوران کودکی، مادر گرانقدرش را از دست داد و در فراق او در روزگار غربت و محنت پدر بی تابی می کرد. خداوند متعال توسط حبیبش خاتم انبیاء به فاطمه زهرا (س) تسلیت گفت. پیامبر آنقدر فاطمه را دوست داشت که وقتی از سفر برمی گشت اول به خانه او وارد می شد و به سفر که می رفت آخرین کسی که با وی خداحافظی می کرد دخترش فاطمه (س) بود و هنگام بازگشت نیز ابتدا با او ملاقات می کرد.
رسول خدا (ص) درباره مقام دختر گرامیش فرمود: اولین کسی که داخل بهشت می شود فاطمه است.
ازدواج آن حضرت
پیامبر (ص) فرمودند: امر ازدواج فاطمه فقط به دست خداست.
فرشته ای از جانب خدا نزد پیامبر آمد و گفت: خداوند مرا خدمت شما فرستاده تا نور را به ازدواج نور در آورم؛ یعنی فاطمه را به علی.
در اولین شب زندگی، پیامبر خطاب به آنان فرمود: خداوند نسل شما را پاک و مطهر قرار دهد، من با هر کس که با شما سر دوستی باشد، دوست و با هر که سر ستیز با شما داشته باشد در ستیزم ... .
شمه ای از فضایل آن حضرت
در عفت و حیای حضرتش همین بس که در آخرین روزهای عمر کوتاهش، در آن زمان که هنوز برای تشییع جنازه تابوت مرسوم نشده بود، از اسماء درخواست کرد تا برایش تابوتی بسازد تا بدن مطهرش حتی پس از شهادت و در شب تشییع نیز پوشیده و در حجاب کامل باقی بماند. بخشش و کرم و عطای او تا بدان حد بود که همراه همسر و دو فرزند معصومش، تا سه شب افطار خویش را که چند تکه نان بود، به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند.
عبادت و مناجات او با خدا به گونه ای بود که وقتی در عبادتگاهش به نماز می ایستاد، نور او برای اهل آسمان می درخشید همان طور که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد.
مهربانی و عطوفتش نسبت به مردم به حدی بود که فرزندش امام حسن مجتبی (ع)، شب جمعه ای مادر را در محراب عبادت دید که از شب تا صبح فقط برای دیگران دعا می کرد و برای خویش دعایی نکرد و فرمود: پسرم! اول همسایه بعد اهل خانه.
خانه داری و احترام بی اندازه اش برای امیرالمؤمنین (ع) و ایجاد جوی پر از مهر و عطوفت و صمیمیت در خانه به گونه ای بود که امیر مؤمنان می فرماید: به خدا قسم تا زمانی که از دنیا رفت، او را خشمگین نکردم و او را به کاری مجبور نکردم. او نیز هرگز مرا خشمگین نکرد و در هیچ امری از من نافرمانی نکرد. هر گاه به او نگاه می کردم، غم و اندوه از من برطرف می گردید.
وفاداری او نسبت به امیرالمؤمنین (ع) به حدی بود که در طول سال های زندگی با آن حضرت به ایشان فرمود: من حیا می کنم چیزی از شما بخواهم که توانایی فراهم آوردن آن را نداشته باشید.
ایمان او بدان حد بود که رسول خدا (ص) درباره ایشان فرمود: خداوند، قلب و اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان و یقین پر کرده است.
شوق او به اطاعت خدا به گونه ای بود که در اولین ساعات زندگی مشترکش با امیر مؤمنان، زمانی که پیامبر از علی (ع) پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟ علی (ع) عرض کرد: برای طاعت و بندگی خدا، خوب یاوری است.
غم و اندوه او برای ظلمی که به امیر مؤمنان شد به حدی بود که در عیادت زنان، از درد بازو و پهلو و آزارهایی که پیکر چونان گلش از خارها دیده بود سخنی نگفت و شکوه ای نکرد، شکوه اش از این بود که چرا با علی دشمنی کردند؟!
خطابه تاریخی او در مسجد رسول خدا (ص) چراغ هدایتی است که تا ابد حق جویان را به صراط مستقیم رهنمون است.
مقام و منزلت بسیار بالای او در پیشگاه خداوند عقل را حیران می کند، تا آنجا که وقتی در جایگاه خویش در بهشت مستقر می گردد، تمام پیامبران خدا به زیارتش می روند.
شهادت آن حضرت
فاطمه زهرا (س) تنها به خداوند عشق می ورزید و به هیچ کس جز خدای مهربان دل نبسته بود. زمانی که می دید علی (ع) تنها و غریب مانده و حقش پایمال گردیده، اندوه و دردی بی پایان دلش را می آزرد؛ چرا که محور زندگی آن مادر فضیلت ها فقط بندگی خدا بود و از زیر پا گذاشتن فرمان خدا مبنی بر امامت حضرت علی (ع) شکوه می کرد، تا جایی که در این راه، خود و غنچه ناشکفته اش محسن را فدا نمود؛ و در واقع جهان بشریت با شهادت آن حضرت از دریایی از علوم و معارف الهی محروم گردید.
فاطمیه ای با شور عاشورا
و امروز، ما و شما که نگاه مهربان آن بانو را در زندگی خود احساس کرده ایم، به یاد رنج ها و اندوه بی پایان آن حضرت چه کرده ایم؟ آیا پریشان و آشفته حال، به کوچه و خیابان آمده ایم؟
بیایید به همگان بگوییم: ما حضرت زهرا (س) را دوست داریم و در شهادت آن بانو سوگواریم. لباس سیاه بر تن می کنیم و در دسته های عزاداری شرکت می کنیم.
سلام بر او روزی که به دنیا آمد و سلام بر او روزی که در پیش چشمان اشکبار امیر مؤمنان در بستر بیماری با بدنی آزرده و پهلویی شکسته و بازویی ورم کرده به شهادت رسید و سلام بر او در آن نیمه شب که بدن آزرده اش، غریبانه و مخفیانه به زیر خاک رفت و این سؤال را در تاریخ باقی گذاشت که چرا دختر پیامبر شبانه دفن شد تا مزارش مخفی بماند؟ و سلام بر او روزی که با آن جلال و عظمت به صحرای محشر می آید و به تمام اهل محشر امر می شود که چشمان خود را ببندند تا فاطمه دختر پیامبر عبور کند و به بهشت رود.
همه محتاج شفاعت اویند، بارالها! ما را نیز از زمره دوستان و شیعیانش و درک کنندگان دوران ظهور فرزندش مهدی (عج) قرار ده. دورانی که امام عصر (عج)، با تأسی به مادرش فاطمه زهرا (س)، نور و صفا و مهربانی را در پرتو بندگی خداوند، در سراسر جهان می گستراند.
در فاطمیه از دل و جان گریه می کنیم
همراه با امام زمان گریه می کنیم
منابع مورد استفاده در این نوشتار:
امالی شیخ صدوق، امالی شیخ مفید، بحارالأنوار، تفسیر فرات کوفی، الخرائج و الجرائح، علل الشرایع، کافی، کشف الغمّه، معانی الأخبار، مناقب آل ابی طالب، وسایل الشیعه.